{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
مدار
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
circuit
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
circuit
۳
۰
[توسط مترجم]
[تجارت الکترونیکی و فناوری اطلاعات]
Circuit
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خولگە
۰
۰
[Sharif Thesis]
[... عمومی ...]
RF Front-endRF Front-end Circuit
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
LMV = وسیله نقلیه موتوری سبک
۰
۱
[Sharif Thesis]
[... عمومی ...]
QLMV) LMV)LMV (QLMV)Circuit
معنی مدار, معنی مدار, معنی kbاc, معنی اصطلاح مدار, معادل مدار, مدار چی میشه؟, مدار یعنی چی؟, مدار synonym, مدار definition,
معنی Fallow Land
,
ترجمه Fallow Land
به فارسی,
معنی bald
,
ترجمه bald
به فارسی,
معنی be founded
,
ترجمه be founded
به فارسی,
معنی Remain, ماندن
,
ترجمه Remain, ماندن
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی